العلامة المجلسي

41

عين الحيات ( فارسى )

فصل اول در رؤيت بدان كه رؤيت را بر ديدن به چشم اطلاق مىكنند ، و بر نهايت انكشاف و ظهور نيز اطلاق مىكنند گو به چشم ديده نشود ، و ضرورى مذهب شيعه است كه خدا را به چشم نتوان ديد ، زيرا كه جسم و جسمانى نيست و حصول او در مكان محال است كه به چشم ديده شود ، و آنچه در آيات و اخبار در شأن بارىتعالى به لفظ رؤيت واقع شده مراد از آن معنى دوّم است ؛ زيرا كه ظهور آن نزد عارفان زياده از ظهور امرى است كه به چشم ديده شود . چنانچه به اسانيد معتبره از حضرت امام العارفين و يعسوب الدين أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه از او پرسيدند كه يا امير المؤمنين خداى خود را ديده‌اى ؟ فرمود كه : تا خدا را نمىديدم هرگز او را عبادت نمىكردم ، سائل پرسيد كه خدا را به چه كيفيّت ديدى ؟ فرمود كه : خطا كردى به چشم او را نتوان ديد ، و ليكن دل او را به حقيقت ايمان و يقين ديده است « 1 » . و به روايت ديگر مثل اين سؤال از حضرت مبيّن الحقايق جعفر بن محمّد الصادق عليه السّلام نمودند ، و آن حضرت چنين جواب فرمود « 2 » . و جناب نبوى در اين عبارت به اين اشارت فرموده‌اند كه : گويا او را مىبينى ، يعنى او را نتوان ديد ، امّا در مقام عبادت از بابت كسى باش كه شخصى را بيند ، و در حضور او خدمت او كند ، و در مرتبهء يقين خود را به درجهء عارفان كه اقوا از مشاهده و عيان است برسان .

--> ( 1 ) بحار الانوار 4 / 27 ح 2 . ( 2 ) بحار الانوار 4 / 33 ح 10 .